على محمدى خراسانى

96

شرح كفاية الأصول (فارسى)

مقدمهء هشتم تعارض احوال امر هشتم از امورى كه در مقدمه ذكر مىكنند بحث تعارض احوال است : به طور كلى هر لفظى داراى دو حالت است : 1 - حالت اصلى و اولى : حالت حقيقت بودن كه از روز اول براى همين جهت وضع شده تا مردم آن را در معناى حقيقى به كار برده و مقاصد خويش را بفهمانند . 2 - حالت ثانوى و عارضى : حالاتى كه گاهى بر لفظ عارض مىشوند و بر خلاف حالت اولى آن مىباشند ، مانند تجوز و مجازگويى ، مشترك لفظى بودن ، تخصيص خوردن ، منقول بودن ، اضمار و تقدير بودن كه پنج حالت عارضى هستند : اصل ، حقيقت است . و مجاز ، خلاف اصل مىباشد . اصل عدم مشترك لفظى است و اشتراك خلاف آنست و . . . ( البته به فرموده مرحوم مشكينى در حاشيه : پنج حالت عارضى ديگر هم هست كه عبارتند از : 1 - نسخ 2 - تقييد 3 - كنايه 4 - استخدام 5 - تضمين ، ولى اين‌ها را با توجه به دلائلى كه در حاشيه آمده جداگانه مطرح نكرده‌اند . « 1 » ) حال در رابطه با احوال مختلفه لفظ دو بحث فشرده صورت مىگيرد : بحث اول : هرگاه امر دائر شود ميان اراده شدن حقيقت و معناى حقيقى يا اراده مجاز ، اراده شدن عموم يا اراده تخصيص ، اراده تقدير يا عدم آن و . . . اصالة الحقيقة جارى نموده و مىگوئيم ، تا زمانى كه قرينهء صارفه و مانعه‌اى پيش نيامده كلام بر معناى حقيقى ، بر

--> ( 1 ) - كفاية الاصول ، ج حاشيه ص 30 .